العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
204
شرح كشف المراد ( فارسى )
و صدام جنايتكار متنفر و بيزار است و . . . حال اگر حسن و قبح افعال فقط و فقط شرعى بود نبايد منكرين خدا و شرايع آسمانى چنين قضاوت و حكمى داشته باشند و حال آنكه دارند فالمسئلة بديهية . دليل دوّم : اگر ما حسن و قبح عقلى را منكر شويم لازمهاش آنست كه حسن و قبح شرعى را هم منكر شويم و به عبارت ديگر : اگر حسن و قبح عقلى نداشته باشيم بايد حسن و قبح شرعى هم نداشته باشيم و اللازم باطل فالملزوم مثله ، بيان ملازمه : اگر ما با دليل عقلى ثابت نكنيم و عقل ما حكم نكند به حسن صدق و قبح كذب و نيز اگر عقل ما حكم نكند به اينكه مولاى حكيم كار قبيح انجام نمىدهد پس ما از چه راهى ثابت كنيم كه خداوند در اين وعدهها و وعيدهايش صادق است ؟ از كجا بهشتى هست ؟ از كجا جهنمى در كار است ؟ با كدام منطق ثابت كنيم كه خداوند گناهكاران را عقاب خواهد كرد ؟ نيكان را پاداش خواهد داد ؟ اگر بگوئيد : خود قرآن خبر داده از ثواب و عقاب و بهشت و جهنم و . . . خواهيم گفت : با كدام دليل ثابت مىكنيد كه قرآن صادق است و خداوند به اين وعدهها و وعيدها جامه عمل خواهد پوشيد ؟ اگر بگوئيد : خود قرآن مىگويد : خدا صادق است و من كلام خدايم و خدا به وعدهاش وفا خواهد كرد مىگوئيم : اينكه دور است چون خود همين سخن قرآن كه خدا صادق است از كجا و با كدام دليل قابل اثبات است ؟ بالاخره به جائى منتهى نمىشود مگر اينكه بپذيريم كه كذب قبيح است عقلا و مولاى حكيم فعل قبيح انجام نمىدهد پس خداوند در وعدهها و وعيدهايش كاذب نيست و تمام اينها با عقل قابل اثبات است و لا غير پس اگر حسن و قبح عقلى را منكر شويم حسن و قبح شرعى را هم بايد منكر شويم . بيان بطلان لازم : اينكه حسن و قبح شرعى نداشته باشيم باجماع همهء مسلمين باطل است پس ملزوم هم باطل است يعنى اينكه حسن و قبح عقلى نداشته باشيم باطل است .